أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

59

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) خبر به او ميرسد ، شافعى از عبيد الله بن ابى رافع روايت مىكند كه پيامبر فرمود مبادا كسى را ببينم كه بر متكاى خود تكيه زده و چون حديثى از من براى او در مواردى كه به آنها امر كرده‌ام يا از آنها نهى كرده‌ام برسد بگويد من نميدانم ، هر چه در كتاب خداست همان را پيروى ميكنيم ، اين خبر بطور مرسل هم از ابن المنكور نقل شده است ، و هم مقدام بن معدى كرب ميگويد كه پيامبر در جنگ خندق بعضى از چيزها مثل خر اهلى را حرام فرمود سپس فرمود ، ممكن است به زودى بعضى از مردان شما روى تشك خود بنشيند و چون حديثى از من برايش نقل كنند بگويد ميان من و شما كتاب خدا كافيست هر چه در آن حلال است آن را حلال مىدانيم و آنچه در آن حرام است حرام ميدانيم ، در حالى كه آنچه را كه رسول خدا حرام فرموده است مثل حرام خداست ، اين خبر نوعى پيش بينى حضرت است از اينكه افرادى پس از او ممكن است احاديثى را ردّ نمايند . از شبيب بن ابى فضالهء مالكى روايت مىكنند كه مىگفت چون اين مسجد كه مسجد جامع است ساخته شد عمران بن حصين در آن مىنشست روزى در حضور او صحبت از شفاعت شد مردى از حاضران گفت شماها احاديثى نقل مىكنيد كه براى آنها اصلى در قرآن نمىيابيم ، عمران خشمگين شد و به آن مرد گفت آيا قرآن خوانده‌اى . گفت آرى ، گفت در قرآن يافته‌اى كه نماز عشاء چهار ركعت و نماز مغرب سه ركعت و نماز صبح دو ركعت و نماز ظهر و عصر چهار ركعت است ؟ گفت نه ، عمران گفت از چه كسى آن را گرفته‌ايد مگر نه اين است كه از ما فرا گرفته‌ايد و ما هم از پيامبر خدا فراگرفته‌ايم ، آيا در قرآن يافته‌اى كه در مقابل هر چهل درهم بايد يك درهم زكات داد و در چند گوسپند يك گوسپند و در چند شتر يك شتر ؟ گفت نه ، عمران گفت ما اين احكام را از رسول خدا ياد گرفتيم و شما آنها را از ما آموختيد ، عمران باز پرسيد در قرآن آمده است كه وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ « و طواف كنند خانهء ديرينه را » بخشى از آيهء 31 سورهء 22 آيا در قرآن اين مطلب هم آمده است كه بايد هفت مرتبه طواف كرد و سپس و ركعت نماز پشت مقام گزارد ؟ مگر اين اخبار را از ما ياد نگرفته‌ايد و ما هم آنها را از پيامبر ( ص ) آموخته‌ايم ، آن مرد گفت همچنين است ، عمران گفت آيا